صاعد الأندلسي

73

التعريف بطبقات الأمم

گريزندگان ايشان را رام ساخت » . بت‌پرستى قوم عرب با پيروى از آيين مقدّس اسلام دگرگون شد واين تحوّل بزرگ ، نتايج تاريخي خود را به دنبال آورده آثاري از خود بر جاى نهاد ونيز فرهنگ ملّتهاى باستانى وپيش از اسلام به همان اندازه كه جذب فرهنگ اسلام شدند وبدان خدمت كردند ، از هدايت اسلامى برخوردار شدند وقاضى صاعد در اين خدمات متقابل وجذب وانجذابهاى فرهنگى ، عامل دين در برقرارى توازن فرهنگى وتعالى معرفت وعلوم را از ياد نبرده وآن را مطرح كرده وگفته است كه اسلام به همهء اين علوم ملل پيشين جهت داده وآنها را به كمال بيشتر رهبرى كرده است . دورهء خلفاى راشدين ازنظر قاضى صاعد ، دوران تقوا ، نيرومندى وتوسعهء زبان عربى وشريعت اسلام بود . « ايشان در سرزمينها هراس افكنده ، بر شاهان غلبه كرده ، مملكتها را به تصرّف درآوردند » ، وامّا علومى كه در آن فاصلهء زماني انتشار يافت ، مزيد بر زبان عربى وشريعت اسلامى ، هنر پزشكى بود . دورهء خلافت أموي ( 40 - 132 ق / 749 م ) از ديدگاه قاضى صاعد در تاريخ علوم دورهء بسيار مهمّى به شمار مىرود . أو از خالد پسر يزيد بن معاوية ( د : 90 ق / 708 م ) به برجستگى در پزشكى وكيمياگرى ياد كرده است وبرترى أو ومنصور عبّاسى واهميّت عصر آن دو وتأثير خود ايشان را در پيوستگى تكامل فرهنگى مورد تأكيد قرار داده است . قاضى صاعد آن‌گاه از سير تحوّلى علوم در دورهء خلافت عبّاسى سخن گفته از منصور وتوجّه وى به فقه ، فلسفه وعلم نجوم ياد مىكند واحترام‌گذارى أو به دانشمندان ، مخصوصا به منجّمان را مىستايد وسپس از عوامل وعلل پيشرفت بىمانند علوم در زمان مأمون واز انگيزه‌هاى پيدايش نهضت ترجمه وطرق جذب فرهنگى وراههاى انتقال فلسفه وعلوم ملل پيشين به جهان اسلام بحث مىكند . قاضى صاعد در اين قسمت ، مخصوصا تذكّر مىدهد كه ذكر قوم عرب صرفا به عنوان مدخلى است براي مطرح‌سازى ملّتى عظيم كه از بركت ظهور اسلام پديد آمده وعبارت است از مؤلّفهء أقوام وملل كه اسلام در ميان ايشان راه يافته واينك يا خود